گلچهره سلیمانی. نیک سرشت

 نیک سرشت

بهرام فیروز با رفتار و خصلت‌های نجیبش پولاد تالیس، نویسنده فقید را به یاد می‌آورد: مرد زحمت‌کش و خاکی و فروتن. صرف نظر از جوانی اش از همه بخش‌های زندگی آگاه بود و با دانش کامل خویش پیران برومند روزگاردیده را به یاد می‌آورد. او هرگز از کار روی بر نمی تافت، پیوسته زحمت می كشید، تا آفریده‌هایش درخور خواسته های روزگار باشند.

 

 

او با اشعار پر‌آشوب و صمیمی خویش به عرصه ادبیات وارد شد،که از آن‌ها بوی شهرستان نورعطا، زادگاهش، بوی دشت و دمن وگل‌های خودرو می آمد. وی از کسی تقلید نمی‌کرد، آهنگ خاص خود را داشت، بنابر همین هم می توانست زود به دل خوانندگان خویش راه یابد. بعد چندی به نثر روی آورد و در این راه به موفقیت‌هایی نائل گردید. دانش بلند و دل حساس شاعرانه و دنیای بی آلایش عاشقانه‌اش او را به قله‌های مراد هدایت می‌کردند. چه در داستان‌های کوتاه و چه در قصه‌هایش، چه در مقالاتش،که هر کدام جوانب گوناگون زندگی را فرا گرفته بودند، وی به عنوان شاعر باقی ماند. موضوعات جدید را جستجو می‌کرد، بحث‌های او خواننده را به فکر و اندیشه‌فرو می‌برد.

من او را برادر می‌گفتم، وی مرا "آیتی" (خواهر بزرگ و عنوان احترامی که در بخارا و سمرقند به زنان گویند)  می نامید. در چارسوی زندگی چنین برادران نیك خواه و  نیك سرشتی مددگارم شدند.

مخصوصا، چند سال همکاری امان را در انتشارات «معارف» با سپاس و خوشی به یاد دارم. من در آن زمان مدیریت بخش ادبیات کودک را بر عهده داشتم و کوشش می‌کردم همکارانم نسبت به ادبیات کودک و نوجوان دلسوز و مهربان باشند. بهرام خواهش مرا رد نکرد و با دل و جان شروع به کار نمود. وی از آن ویرایشگرانی نبود که از تحریر اثر مولف روی برگردانند، بهانه بیاورند. هرگز «نه» نمی گفت. ا‌گر اثر ضعیف باشد، بادقت می‌خواند، فکر‌هایش را به تفصیل نوشته و مولف را وادار می‌کرد اثرش را دوباره باز بینی کند و بر اساس پیشنهادات ویراستار اصلاح کند.

بیشتر اوقات مولف از خام بودن اثرش متعجب می شد و دست نوسش را می گرفت و می‌رفت. بعد چند وقت نسخه جدید را می خواند و همراه مولف شادی می‌کردیم.

بخش ادبیات کودک بر اثر نوجویی و نو‌آوری‌های ویرایشگران خبره کار‌های شایسته را انجام می داد، که بابا حاجی، اوکتم خالق نظر و برادرم، بهرام فیروز، نویسندگان معروف نقش قابل توجه در این میان داشتند.

در همین سال‌ها با مدد دوستان «شاهنامه فردوسی» که استاد ساتم الوغ‌زاده، نویسنده شهیر تاجیک آن را به نثر برگردانده بودند، پنج جلد «تذکره ادبیات کودکان» به چاپ رسید،که جلد دوم نثر را بهرام به عهده گرفته بود. بهترین مترجمان و مؤلفان در کار ما را یاری می‌کردند.

حالا من آن کتاب‌ها را ورق می زنم و آن لحظه‌های خوش را به یاد می‌آورم. کتاب «گله ستاره» را ورق می زنم،که آن را برادرم بهرام با نکته سنجی و سخت گیری تهیه نموده است.

هرگز باور نمی كنم،که برادر من در میان ما نیست.... وی یکی از ستاره هایی است،که در آسمان ادبیات همیشه نورافشانی می‌کند.

بار آخر در تالار باربد در شهر دوشنبه هنگامی،که به بهرام فیروز جایزه ادبی به نام استاد عینی را اهدا کردند، در کنار او بودم و مطمئن بودم شایسته ی کسب جوایز بهتر از آن می گرد. صد افسوس،که از بین ما خیلی زود رفت، اما اثر‌ها و ترجمه‌و سخن‌های صمیمی اش با ماست و در آن‌ها تپش دل بی‌قرار برادر ما شنیده می‌شود.

 گلچهره سلیمانی،

شاعر مردمی تاجیکستان ، سال 1999

بهرام فیروز (1994.24.09 - 1939.01.11)

نویسنده ,شاعر و منقد تاجیک

عضو اتحادیه  نویسندگان جماهیر شوروی  (USSR)از سال 1971

مولف  مجموعه داستان‌ها, رمان  و شعر‌ها

جایزه

برنده ی جایزه ی ادبی  صدرالدین عینی

 

کارمند مفتخر فرهنگ جمهوری

مهمانان ما

Free counters!

 

كه در سایت

ما 12 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

پیوند ‌های مفید

Страница посвященная Бахрому Фирузу в Википедии

Sex Hikayeleri